نظریات نوسازی
ریشههای نظری این دسته از نظریات به اندیشمندانی میرسد که به جامعه به صورت تکاملی خطی یا ادواری مینگریستهاند.
براساس بحثهای این نظریهپردازان، انگارههای مختلفی در نظریات نوسازی به وجود آمده که هرکدام بر یک یا چند عامل مشخص تاکید گذاردهاند. این انگارهها عبارتند از: ساختی، فرهنگی، روان شناختی و فرایند.
انگارههاي نظريه هاي نوسازي
-
ساختی، -
فرهنگی، -
روان شناختی و -
فرایند.
1- انگاره ساختی
انگاره ساختی از نظریه عمومی پارسنز درباره کنش، که رابطه بین نظامهای اندامواره، شخصیت، جامعه و فرهنگ را تبیین میکند، سرچشمه گرفته است. از نظر پارسنز تکامل مستلزم افزایش تفکیکپذیری در نظامهای اندامواره، شخصیت، جامعه و فرهنگ و نیز افزایش پیچیدگی در هر یک از این نظام هاست.
انگارة ساختی نَش
منینگ نش نوسازی را براساس «اشاعه فرهنگی» در سه مقوله زیر دستهبندی کرده است: 1- تغییر با تماس پیرامونی که مستلزم گسترش مرزهای اقتصادی غرب است، اما به گونهای که در جوامع دیگر تاثیر بگذارند، بدون آنکه غربیان و شکلهای سازمان اجتماعی آنان معرفی شوند.2- تغییر با تماس واسطه ای. 3- تغییر با تماس مستقیم.
2- انگاره فرهنگی
انگاره فرهنگی جنبههای پویای نوسازی را بر حسب ایجاد تغییرات در ساخت هنجاری اجتماع، به ویژه مجموعهای از ارزشها که مانع یا مشوق نوسازی میشوند، بررسی میکند.
انگاره فرهنگی پیریز
رالف پیریز، براساس پژوهش خود درباره ارزشهای مذهبی در شرق و تاثیر بازدارنده آنها در توسعه اقتصادی، نتیجهگیری میکند که اصولاً آن نظام ارزشی که نظمی مذهبی و کناره گیری از دنیا را برای وصول به رستگاری توصیه میکند در برابر توسعه سازمان اجتماعی جدید و فنآوری دارای دیدی خصمانه است.
3- انگاره روان شناختی
براساس این چشمانداز، ایجاد سلسله تغییراتی مطلوب در ساخت شخصیت افراد ممکن است زیربنای فرایند نوسازی نظامی معین باشد. در اینجا تاکید الگوهای تغییر در نظام اعتقادات و خصوصیات شخصیتی است.
انگاره روان شناختی مک کللند
دیوید مک کللند عوامل پویای نوسازی را بر حسب پرورش کودک، که انگیزههای کسب موفقیت را تحریک و یا مانع میشود و نهایتاً به توسعه یا توسعه نیافتگی اقتصادی میانجامد، توضیح میدهد.
انگاره روان شناختی اینکلس
آلکس اینکلس بر گرایشهایی که نوگرایی فرد را موجب میشوند تاکید میگذارد.
از نظر اینکلس، انسان نو، شهروندی مشارکت کننده و آگاه است، در برابر انجام وظایف و کارها احساس مسئولیت کامل میکند، مستقل، خودمختار، روشنفکر و قابل انعطاف است.
4ـ انگاره فرایند
انگاره فرایند به عواملی نظیر ارتباطات، شهری شدن، صنعتی شدن، دنیایی شدن و غربی شدن نظر دارد و بر آن است که وجود این عوامل ممکن است زنجیره توسعه نیافتگی را در کشورهای در حال توسعه از هم بگسلاند و آنها را به جانب رشد و توسعه هدایت کند.
مور و انگاره فرایند
عدهای همچون ویلبرت مور از فرایند صنعتی شدن همچون اولین عامل محرک نوسازی یاد میکنند. نظریه وی با جبرگرایی فن آورانه شباهت زیادی دارد. به نظر او، در دنیای نو صنعت با فراوردههایش به خوبی خود را نشان داده است و هر کشوری که درگیر صنعتی شدن نشود به احتمال قوی از رشد و توسعه اقتصادی باز میماند.
نارساییهای نظریات نوسازی
بزرگترین نارسایی نظریات نوسازی چشمپوشی از تحلیل ساخت درونی کشورهای جهان سوم است.
انگارههای توسعه در کشورهای پیشرفته و جهان سوم متفاوت است. زیرا میان گذشته و حال کشورهای توسعه نیافته و توسعه یافته کنونی مشابهتی وجود ندارد.
نام کتاب: جامعه شناسی توسعه مؤلف: دکتر عبدالعلی لهسایی زاده
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 19:24 توسط دژبرد
|