رویکرد نوسازی در توسعه
در نیمه اول قرن بیستم اصطلاح نوسازی به فرایند تغییرات در کشورهای عقب مانده گفته میشد که آنها را از ساختارهای سنتی به وضعیت نو انتقال میدهد.
پنج الگوی کاربردی نوسازي:
1- الگوی نوسازی اقتصادی
الگوی نوسازی اقتصادی شامل نوسازی صنعت و فنآوری، کشاورزی، خدمات و تغییر در نیروی کار است. طرفداران این الگو بر این باورند که نوسازی صنعت مستلزم معرفی ماشینهای نو و روشهای نو و تولید است.
2ـ الگوی نوسازی سیاسی
برخی از طراحان رویکرد نوسازی بر این باورند که پیشنیاز نوسازی کلی جوامع عقبمانده، نوسازی سیاسی است. به عبارت دیگر اینان بیان میکنند که نخست باید ساختار سیاسی این کشورها تغییر کند تا بتوان به تغییرات در دیگر زمینهها دست یافت.
3 ـ الگوی نوسازی اجتماعی
نوسازی اجتماعی در جوامع در حال توسعه با تغییر در روابط خانوادگی همراه بوده است. خانواده از حالت گسترده به شکل هستهای تغییر ساختار داده.
از سوی دیگر تاکید شده است که در سازمانهای اداری کشورهای در حال توسعه نباید اشغال مقامهای سازمانی بر پایه روابط خویشاوندی یا گروهی باشد بلکه باید بر پایه شایسته سالاری انجام گیرد.
4ـ الگوی نوسازی فرهنگی
هنگامی که سخن از نوسازی فرهنگی به میان میآید، منظور حرکت از فرهنگ سنتی به سوی فرهنگ جدید است.
با به وجود آمدن فرهنگ جهانی، نوسازی فرهنگی در کشورهای در حال توسعه آسانتر میشود و جهان به سمت یک فرهنگ واحد قدم مینهد.
5 ـ الگوی نوسازی روانی
نوسازی روانی اشاره به نوعی تحرک روانی یا ذهنی دارد که در آن افراد ویژگیهای روانی، ارزشی، انگیزشی و اعتقادی تازهای را کسب میکنند.
نام کتاب: جامعه شناسی توسعه مؤلف: دکتر عبدالعلی لهسایی زاده
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 19:29 توسط دژبرد
|